سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

نجوای شبانه  (الهیات)

شنبه 8 بهمن ماه سال 1390 ساعت 08:07 AM

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست 

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست 

نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست 

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان 

گفت : من بهترم یا تو؟

گفتم: ما از هم بهتریم

چرا نباید دروغ گفت؟  (تفکرات)

پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390 ساعت 2:20 PM

این متن که می خوانید یک جور مانیفست یک بخش جدید در این وبلاگه. من اکنون نه در مقام کسی که سخن می داند که در مقام کسی که تازه فهمیده زبان دارد نشسته ام. بنابراین این نوشته ها فعلا اصواتی است بی معنا که تا سخن بسیار فاصله دارد. اما راه سخن گویی از ادای این اصوات می گذرد.


عنوان بخش اینه: تفکرات. نه این معنی که در باقی بخش ها تفکری نیست. اما به این معنی که در این بخش تفکر یک وادی اصولی است که نیاز به شناخت دارد. در این پست توضیح خواهم داد که چرا تفکر یک وادی اصولیست و چرا نیاز به شناخت دارد.


به طور دقیق هر کدام از ما نه با توجه به دنیای واقع بلکه با توجه به تصویر دنیای واقع بر چارچوب معانی خود و اصول فکری خود در حال شناختیم. بنابراین همیشه باید به این مساله توجه داشته باشیم که آنچه ما درست می انگاریم تنها پندار ما از دنیای واقع است. اما در عین حال باید توجه داشته باشیم که دنیای واقعی وجود دارد که ما با توجه به مدل ذهنی خود در حال شناخت آن هستیم. این بحث به عنوان هرمنوتیک شناخته میشود. 


بنابراین اصل باید توجه داشته باشیم که اولین راه برای شناخت بهتر دنیای واقع دریافت اصولی است که به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه در حال به کارگیری آن هستیم. در بخش تفکرات تلاش خواهم کرد این اصل را رعایت کرده و در همه حال پیش از تشریح آنچه گفته می شود به شرح آنچه به عنوان اصل گرفته میشود بپردازم.


اصول: 

اصل اول: هر انسان یک ماهیت دو بعدی است. از یک سو ریشه در عالم خاک دارد و در سوی دیگر سر در دنیای معنا سپرده است. 

اتفاقا همین ماهیت دو بعدی اوست که می تواند به او کمک کند به سوی جهت درست پیش برود. یعنی بتواند حقیقت را بشناسد. در این بخش توضیح می دهم که چرا این طور است.

اصل دوم: دنیای معنی قابل تحول و تبدیل در دنیای معناست و دنیای خاک قابل تبدیل و تحول در دنیای خاک است.

این گزاره به این معناست که : تحول معانی ما به یکدیگر و دریافت یک معنا از یک معنای دیگر و یا معانی دیگر در قالب ابزارهایی مانند استنتاج قیاس و ... تنها به ما کمک  می کند که بتوانیم ساختار بستگی معانی را به یکدیگر پیدا کنیم و معانی مشخصی را از دل معانی دیگر بدست آوریم. به عنوان نمونه از دنیای معنی ریاضیات است. ما می توانیم یک ساختار محاسباتی پیچیده بسازیم و با آن اشیای ذهنی خلق کنیم و در قالب آن استنتاج کنیم. و خواص این اشیا ذهنی را بررسی کنیم. و به طور کلی بتوانیم ساختار بستگی معانی اشیا ریاضی را با یکدیگر بدست آوریم. با توجه به اصل عدم قطعیت گودل-برای آنها که نمی دانند: اصل عدم قطعیت گودل می گوید که هر دستگاه ریاضی حتما اصولی دارد که پذیرفته می شوند و قابل اثبات نیستند. بنابراین یک دستگاه ریاضی که قابل شناخت کامل بدون هیچ پیشفرضی باشد وجود ندارد. این اصول ممکن است گزارهای منطقی باشد مانند : از هر نقطه خارج هر خط تنها یک خط عمود بر این خط قابل رسم است و یا ممکن است یک اصل استنتاج باشد مانند: اگر p آنگاه Q درست باشد و P درست باشد آنگاه Q درست است.- می توان ساختارهای ریاضی را با توجه به تغییر اصول پایه و یا اصول استنتاج اولیه دستکاری کرد. مثلا اکنون هندسه لوباچوفسکی داریم که با هندسه اقلیدسی متفاوت است. و منطق شهود گرایی که با منطق ارسطویی تفاوت دارد. اما همیشه این سوال وجود دارد که این اصول اولیه که ظاهرا ناگزیر از وجود آنها هستیم از کجا باید آمده باشد که ساختار های مورد نیاز ما درست باشد. همان طور که گفته شد معنی از معنی بدست می آید و خاک از خاک.

تعریف اول: ساختار معنایی مجموعه اصول به همراه روشهای استنتاجی است. روش های استنتاجی یعنی اینکه از چه اصولی در چه صورتی چه اصولی قابل قبول خواهد بود.

اصل سوم: راه آزمون پدیده های معنایی نگاشت آنها با عالم خاک است. "آنچه هست هست آنچه نیست نیست." به نقل از حاج آقا دولابی.

یعنی چیزی در عالم معنی درست است که ریشه در عالم خاک داشته باشد. بنابراین از میان ساختارهای پیچیده معنایی آنهایی به درد پیگیری می خورند که ریشه در عالم خاک داشته باشند. آن بخشی از عالم معنی به درد می خورد که تصویر عالم خاک ست. بنابراین برای آنکه کسی گم نشود تنها این است که ریشه اش از خاک درنیاید.

ساختار معنایی به درد بخور ساختاری است که اصول آن از نگاشت با پدیده های خاکی بدست آمده باشد. به عنوان مثال هندسه اقلیدسی به درد بخور است. و ...[هندسه های غیر اقلیدسی هم وجود دارند که به درد شناخت ساختارهای خاکی پیچیده تر می خورند. ]

راه شناخت عالم معنا عالم خاک است و راه شناخت عالم خاک عالم معناست.


چرا دروغ بد است؟

دروغ موجب می شود آنچه نیست به عنوان آنچه هست جلوه کند و انسان به ساختار معنایی دچار شود که درست نیست. بنابراین این تصور که با دروغ هم می توان ساختاری داشت که برقرار باشد درست است. اما این ساختارها واقعی نیست. تخیلی است. این تخیل انسان را از خاک جدا می کند. مانند بادکنکی که نخش را جدا کرده اند. این توهم موجب می شود انسان نتواند راه درست را بشناسد.

برای آنکه بتوان معنای درست را شناخت باید همیشه پا در واقعیت داشت.


دلیل برای کسانی که به حقانیت قرآن اعتماد دارند:


آیه: 

بسم الله الرحمن الرحیم قَالُواْ إِن یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُ مِن قَبْلُ فَأَسَرَّهَا یُوسُفُ فِی نَفْسِهِ وَلَمْ یُبْدِهَا لَهُمْ قَالَ أَنتُمْ شَرٌّ مَّکَانًا وَاللّهُ أَعْلَمْ بِمَا تَصِفُونَ ﴿۷۷ سوره یوسف﴾

معنی:

گفتند اگر او دزدى کرده پیش از این [نیز] برادرش دزدى کرده است‏یوسف این [سخن] را در دل خود پنهان داشت و آن را برایشان آشکار نکرد [ولى] گفت موقعیت‏شما بدتر [از او]ست و خدا به آنچه وصف مى‏کنید داناتر است

در این صحنه برادران یوسف می گویند بنیامین دزدی می کند درست مانند برادرش که دزدی می کرد. برادران یوسف یک گزاره دروغ "دزدی یوسف" را آنقدر برای خود تکرار کرده اند که دیگر جز باورهای آنها شده است. این خطر بزرگ دروغ گویی است.



پ.ن: عنوان مطلب بعدی در بخش تفکرات: یک مرد چه نیازی به زن دارد؟

مناجات!  (الهیات)

پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390 ساعت 12:51 PM

خدایا تا معنایی را عطا نکردی لفظش را از زبانم بگیر.

خدایا اگر کلمه ای را دادی همنشینی به من بده که درکش کند. ولی در همه حال...

خدایا کلمه هایی به من بده که کسی آن را درک نکرده باشد. می خواهم همیشه حرفی داشته باشم که تنها تو بفهمی و من.

خدایا سرم را در آسمان کلماتت بپرور ولی پایم را از زمینت برندار.

خدایا من از شر کلمات نادرست به تو پناه می برم.

خدایا همنشینی به من برسان که به من در فهم کلمات تو کمک کند و از فهم کلمات تو سرشار از شادی شود.

خدایا مشام مرا به بوی کلمات جدید تیز نگه دار. چشمم را به دنبال اثرش به سوسو نگه دار. نوای خفیف آن را در گوشم بنشان. دستم در پس سخت ترین سنگ روزگار لمسش کند و زبانم آن را در میان هزاران غذا پیدایش کند.

 

اره برقی  (درونیات)

شنبه 24 دی ماه سال 1390 ساعت 05:19 AM

یه بنده خدایی رو می برن جنگل درخت ببره.

روز اول یه تبر بهش میدن ده تا درخت می ندازه.

می گن ای ول بابا.

روز دوم بیست تا میندازه.

میگن دمت گرم. مرسی زور بازو

فردا می خواد بره بهش یه اره برقی می دن میگن برو با این کار کن که اینقدر خوب کار می کنی.

عصر میشه میرن می بینن دو تا انداخته.

میگن: عمو! شما ماشالا با تبر معمولی روزی بیست تا دراز می کردی چرا با این اینطوری؟ نگاه کن چه ساده است. تا روشن می کنن یارو میگه: ا؟ مگه روشنم میشد؟


حس می کنم می میرم. اون دنیا تا برسم خودمو ببینم یهو می گم؟ ا!!روشنم می شده!!


دل شکستن هنر نمی باشد.  (درونیات)

جمعه 23 دی ماه سال 1390 ساعت 02:28 AM

این روزها بدجوری دلم شکسته. یه حسی داشتم قدیما مبنی بر اینکه خیلی آدم خوب و به درد بخوریم. فکر کنم همه یه همچی حسی دارن. وقتی این حس خدشه دار بشه دیگه به راحتی نمیشه درستش کرد.

یه آن به ذهنم زد که چرا یه همچی اتفاقی برای من افتاده. من که دل کسی رو نشکستم. نشکستم؟ شکستم. حسابی هم شکستم. 

نشستم یه لیست تهیه کردم از آدم هایی که دلشون رو شکستم. فکر می کردم یکی دو نفری باشن. یه کم که خوب فکر کردم دیدم نه!!! جدی جدی یه دفتر صدبرگ لازمه.

دل چند نفر رو شکستید؟ دل شکستن هنر نمی باشد.

پ.ن: تصمیم گرفتم اسم اونهایی رو بنویسم که هنوز دلشون رو نشکستم. آخه خیلی کمترن.

معنی و حیات  (درونیات)

چهارشنبه 14 دی ماه سال 1390 ساعت 03:34 AM

اگر معنایی در چیزی نباشد با رنگ و لعاب و بزک و دوزک می توان مدتی آن را سرپا نگه داشت. اما سرانجامی جز فروپاشی در کارش نخواهد بود.

هر چه ساختاری معنای درست تری داشته باشد حیات آن پرثمر تر است. این ساختار ممکن است رابطه های انسانی باشد، سازوکار حکومت باشد، زندگی یکی از ما باشد و یا هر چیز دیگری.

اگر معنای خانواده فروبریزد می توان ساختار آبرومندی دست و پا کرد اما بستر رشدی که اعضا رو به تعالی بروند از آن در نمی آید.

در عین حال حتی اگر ساختار خانواده ای فروبریزد اگر معنای آن پابرجا بماند دوباره کاستی ها را باز می سازد و ساختاری چه بسا بهتر و محکمتر بنا می شود. درست به سان درخت تنومندی است. چون بمیرد با تمام هیبتش فرو خواهد نشست چنان که گویی هرگز نبوده است. و اگر درختی زنده در آتش کین جنگلی بسوزد اگر حیات آن باقی بماند درختی خواهد شد بسی تنومندتر از روزهای پیشش.

هر چه بیشتر فکر می کنم در مثال های مختلف نمونه های بهتری را پیدا می کنم.

هر نظام فکری که معنای پدیده ها را ندیده بگیرد جز به تشریح ظواهر موفق نخواهد شد.

پ.ن: امیدوارم این جمله ها اجازه بدهند که امشب از شر این افکار خلاص شوم...

به من چه؟  (داستان کوتاه)

دوشنبه 12 دی ماه سال 1390 ساعت 7:30 PM

دقت کردین چقدر آمار جشن تولد تو زمستون زیاده؟

.

.

.


فحش نده!!!خودتی!!! به من چه؟

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>